اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی - بخش اول

1400/03/09 55

همانطوریکه میدانید، اصطلاحات زبانی بخصوص اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی که موضوع این مقاله ی ماست با بهره گیری از ساده و مختصرگویی کلام از طولانی شدن آن جلوگیری کرده و چه بسا بعلت بهره مندی از آرایه های ادبی از جمله کنایه، جان بخشی و ... میتواند تا حد زیادی تاثیر بیشتری بر روی مخاطب گذاشته و حتی چند موضوع و حواشی آن را در کوتاه ترین حالت به فرد شنونده منتقل کند.

 

هر زبان اصطلاحات، ضرب المثل و روایات خاص خود را دارد و زبان انگلیسی نیز از این موارد بی بهره نیست. اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی تعداد بسیاری دارد که برای یادگیری در دوره های آموزشی آیلتس می تواند مفید و حیاتی باشد.

 

بطور مثال استفاده از همین اصطلاحات در آزمون مهارت اسپیکینگ آیلتس تا حد زیادی یک امتیاز مثبت محسوب میشود.

 

اصطلاحات، کلمات یا عباراتی هستند که به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته نمی شوند و معمولاً در پس خود معنای فرهنگی فراوانی دارند. بیشتر اصطلاحات پرکاربرد و رایجی که در زبان انگلیسی می شنوید جنبه ی هشدار و توصیه دارند و حاوی برخی اصول و ارزش های اساسی می باشند.

 

اگر نتوانید اصطلاحات را درک کنید، زمینه ی سخن را نیز نمی توانید درک کنید.

 

شما احتمالاً برخی از اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی را به خصوص درسریال های تلویزیونی و فیلم ها شنیده اید و از خود پرسیده اید که چرا حتی اگر کلمات را کاملاً می فهمید، نمی توانید این اصطلاحات را درک کنید.

 

برای یادگیری این اصطلاحات ممکن است مدتی به زحمت بیوفتید اما برخی از آنها محبوبیت بیشتری نسبت به دیگران دارند که اگر آنها را بشناسید مفید خواهند بود.

 

هنگامی که اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی را یاد بگیرید، بخصوص هنگامی که با انگلیسی زبانان بومی صحبت می کنید، اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت.

 

به همین دلیل ما برخی از این اصطلاحات رایج انگلیسی را جمع آوری کرده، به شما آموزش داده تا معنای واقعی آنها را درک کنید. گفتنی است که این مقاله از دو بخش تشکیل شده که در مطلبی جداگانه، بخش دوم آن قابل دسترسی خواهد بود.

 

مثالهایی از اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی بخش اول

 

 

1. "The best of both worlds" - یعنی شما می توانید همزمان از دو فرصت مختلف لذت ببرید.

 

": مثالBy working part-time and looking after her kids two days a week she managed to get the best of both worlds"

 

2. "Speak of the devil" – یعنی شخصی که از او صحبت می کنید در آن لحظه ظاهر می شود. (ذکر خیرت بود)

 

": مثال Hi Tom, speak of the devil, I was just telling Sara about your new car."

 

3. "See eye to eye" - این به معنای توافق با کسی است.

 

": مثال They finally saw eye to eye on the business deal."

 

4. "Once in a blue moon" - رویدادی که به ندرت اتفاق می افتد.

 

": مثال “I only go to the cinema once in a blue moon.”

 

5. "When pigs fly" - اتفاقی که هرگز نخواهد افتاد.

 

“: مثال When pigs fly she’ll tidy up her room.”

 

6. "To cost an arm and a leg" - چیزی بسیار گران است.

 

“: مثال Fuel these days costs and arm and a leg.”

 

آیا مترادفی برای این اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی وجود دارد؟

 

اولین اصطلاح هم ارز فارسی را در بین این اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی میتوان در مثال شماره ی 7 پیدا کرد جاییکه معادل آن "مثل آب خوردن است".

 

7. "A piece of cake" - کاری بسیار آسان است.

 

: مثال “The English test was a piece of cake.” آزمون زبان مثل آب خوردن بود.

 

8. "Let the cat out of the bag" - به طور تصادفی یک راز فاش شود.

 

: مثال “I let the cat out of the bag about their wedding plans.”

 

9. "To feel under the weather" - احساس خوب نبودن.

 

: مثال “I’m really feeling under the weather today; I have a terrible cold.”

 

یکی از رایج ترین اصطلاحات عامیانه در زبان فارسی را میتوان در مثال شماره ی 10 یافت جاییکه این اصطاح از اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی پیرامون انجام کاری سنجیده همراه با چاشنی شانس و البته با برنامه صحبت می کند. اصطلاح یاد شده در ذیل مصداق اصطلاح "یک تیر و دو نشان زدن" در زبان فارسی است.

 

10. "To kill two birds with one stone" –یک تیر و دو نشان

 

: مثال “By taking my dad on holiday, I killed two birds with one stone. I got to go away but also spend time with him.”

 

11. "To cut corners" –انجام یک کار بی کیفیت با صرف کمترین مبلغ

 

: مثال “They really cut corners when they built this bathroom; the shower is leaking.”

 

"نمک بر زخم پاشیدن" در فارسی معادل دقیق اصطلاح شماره ی 12 است جاییکه از اصطلاح از اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی یکی از نزدیکترین معناهای واژگانی را به اصطلاح هم ارز خود دارد.

 

 

12. "To add insult to injury" - برای بدتر کردن وضعیت.

 

: مثال “To add insult to injury the car drove off without stopping after knocking me off my bike.”

 

13. "You can’t judge a book by its cover" - برای قضاوت نکردن در مورد یک شخص یا چیزی فقط بر اساس ظاهر.

 

: مثال “I thought this no-brand bread would be horrible; turns out you can’t judge a book by its cover.”

 

14. "Break a leg" - به معنای "موفق باشید" (که اغلب قبل از روی صحنه رفتن به بازیگران گفته می شود).

 

: مثال “Break a leg Sam, I’m sure your performance will be great.”

 

از دیگر اصطلاحات پرکاربرد و رایج در زبان انگلیسی که اصطلاح هم ارز و معادل آن در فارسی موجود است اصطلاح شماره ی 15 است جاییکه معادل آن در زبان فارسی "وسط خال زدن" است.

 

15. "To hit the nail on the head" - برای توصیف دقیقاً آنچه باعث ایجاد یک وضعیت یا مشکل می شود.

 

: مثال “He hit the nail on the head when he said this company needs more HR support.”

  • هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است